امروز : دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۳

لینک باکس

مشاوره آنلاین رایگان خانواده

مجموعه : ازدواج | تعداد بازدید : 6518
تاریخ انتشار : ۱۰ - دی - ۱۳۹۲

مشاوره آنلاین دکتر پرشیا- رایگان

moshavereh مشاوره آنلاین رایگان خانواده

در حال حاضر استفاده از مشاوره دکتر پرشیا رایگان می باشد

در این قسمت شما می توانید مشکلات خانوادگی و یا زناشویی خود را بیان کنید و از مشاوره کارشناسان بهره مند شوید. برای اینکه شما بتوانید راحت مشکلات خود را بیان کنید با اسم مستعار مشکل خود را در قسمت نظرات بیان کنید و مشاوره خود را در حدود ۲۴ الی ۴۸ ساعت بعد دریافت نمایید. در ضمن جواب به هیچ عنوان به ایمیل ارسال نمی شود و فقط در همین قسمت پاسخ داده خواهد شد.

نکته :  ازآنجایی که مشاوره با دکترفقط به عنوان مشورت صورت می گیرد . تصمیم نهایی به عهده خودتان است و توصیه های دکتر  فقط جنبه راهنمایی دارد.

افرادی که نمی خواهند مشاوره شان در سایت نشان داده شود در قسمت نظرات ایمیل خود را قرار دهند و این مورد را متذکر شوند.

توجه : از آنجائیکه تمام خدمات یاهو پرشیا کاملا رایگان بوده و به یاری خدا همیشه رایگان خواهد بود بعضی از کاربران درخواست ایجاد بخشی برای قدردانی از این خدمات یاهو پرشیا داشته اند.

ad2 مشاوره آنلاین رایگان خانواده

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
cloob مشاوره آنلاین رایگان خانواده donbaler مشاوره آنلاین رایگان خانواده viwio مشاوره آنلاین رایگان خانواده donbaleh مشاوره آنلاین رایگان خانواده twitter مشاوره آنلاین رایگان خانواده facebook مشاوره آنلاین رایگان خانواده google buzz مشاوره آنلاین رایگان خانواده google مشاوره آنلاین رایگان خانواده digg مشاوره آنلاین رایگان خانواده yahoo مشاوره آنلاین رایگان خانواده Technorati مشاوره آنلاین رایگان خانواده delicious مشاوره آنلاین رایگان خانواده

وبگردی

51 پاسخ به “مشاوره آنلاین رایگان خانواده”

  1. سلام مجدد به مشاور عزیز خیلی ممنون از وقتی که گذاشتید بله همین فکر و میکنم چراکه زنی موفق همکار ایشون هست که طبق اظهار همسرم دلسوز ایشان است وروابط نزدیک کاری ۸ساعت در روز باایشان در یک مکان مرتب در تامل است ومحرم راز هم هستن وهمسرم خیلی قبولش داره در خوب بودن از طرفی اگه من واکنشی نسبت به این ارتباط خیلی نزدیک میدم میگه بیماری وتو مشکل داری .سعی کردم از لحاظ عاطفی محبت کنم وبه خودم جذب شه نشد وتاثیر نداره البته فکر نکنم از لحاظ سکس باشه اما احساسی وقت زیاد سر کاره با اون ونمیشه کار عوض شه .واقعا موندم چکنمزناشویی ما ۲الی یک بار درهفته است وفقط اون موقعه منو میبینه دیگه خودم هم دارم سرد میشم ازش .از طرفی شما فرمودید تفهیم کنم محبت به همسر رو میگه من همین هستم نمیتونم حرف بزنم لوس گری حالم بهم میخوره قربون صدقه برم انتقاد بیشتر میچسبه میخندیم.مشاور هم نمیاد..

    —————–
    پاسخ :
    با سلام مجدد
    پس متاسفانه مشکل همینجاست ایشون از لحاظ عاطفی با اون زن درگیر هستند . خدمت شما عرض کنم که با اینطور مردها یا باید کنار بیایید و یا اینکه توسط افراد دیگر ایشان را مجبور به ترک آن زن نمایید که عملا دچار دردسر بیشتری میشوید و یا تهدید به طلاق کنید که باز هم دردسرهای بیشتری سر راه بوجود میاید. چون اگر ایشان خودشان نخواهند ، نمیشود کاری کرد . چون اگر آن زن هم که در حال حاضر میگویند زنی کامل و خوب هست به جای شما همسر وی بود ، این آقا باز هم همین رفتار بی مهر و محبت را با او می کرد و روی به زن دیگری میاورد. تنها راهی که امکان دارد وی رفتارش را درست کند باید اعتقاد و ایمان وی را قوی تر کرد تا بفهمد کاری که میکند گناه است و برایش عذابی دردناک در آن دنیا تدارک دیده میشود . در ضمن نگفتید ، اگر فرزند دارید از آنها هم کمک بگیرید
    باز هم سوالی بود در خدمتم

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

  2. سلام وخسته نباشید خدمت مشاور دلسوز زنی هستم که مدت ۱۷ سال ازدواج کردم همسرم فردی تحصیل کرده وخوش مشرب است اما دریغ از یک کلمه محبت یا ابراز علاقه وان رایک ضعف میداند و مسخره میکند که تو بیچاره هستی که نیاز داری واکر من هم ابراز محبت میکنم میگه نیاز نداره خیلی سعی کردم به اویاد دهم اما نشد تا جای که اصلا من بیرون برم نصف شب ۱۱ تا ۱ نیام مثل بیماری خانواده نمیگه شب مزاحمت میشن یا غیرتی نداره البته بگم من زنی زیبا هستم ودر عین حال چارچوب دارم نمی دانم اطمینان زیاد از حد داره ؟پس غیرت مردی چی ؟حتی درخیابان جلو جلو میره واگه کسی هم متلک بگه یا نگاه کنه برو خودش نمیاره از این همه بی توجهی خسته شدم .خانوادهاش هم اینطور نیست.نمیدونم چکنم

    ——————-
    پاسخ :
    با سلام
    دوست محترم از شرایطی که شما برای بنده گفتید می توان دو نتیجه گرفت
    ۱ : شوهر شما از شما یک ناراحتی پنهان دارد و آن را به شما نمی گوید و اینگونه با بی اعتنایی رفتار میکند / بعضی اوقات انسان وقتی از یک ناراحتی و یا عملی که خوشش نمیاید ، رهایی نمی یابد با بی اعتنایی سعی میکند آن را به همسر خود بفهماند.
    ۲ : شوهرتان نیازهایش از جای دیگری تامین میشود . شوهرتان نیازهایی زناشوی اش چگونه است ؟ کمرنگ؟ یا پر رنگ ؟
    در زندگی اکثر مردان متاسفانه علاقه به زن هایی دیگری هم وجود دارد که باعث میشود مرد در زندگی زناشویی خود دچار بی مهری شود

    حال شما دلیل این رفتار شوهرتان را از وی پرسیده اید ؟ که چرا و به چه دلیل این رفتار را میکند ؟

    سعی کنید به وی بفهمانید که مهر و محبت به همسر وظیفه او هست . اگر فرزند بزرگ دارید و در خانه جایگاهش معتبر می باشد از او هم کمک بگیرید.
    منتظر پاسخ های شما هستم
    موفق باشید

    مدونم دیگه چکنم لطفامرا راهنمایی کنید

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

  3. سلام مجدد.می دانم کمی دیر شد اما من ترجیح دادم که اصلا از طرف من ماجرای نیامدن دوباره خواستگارم پیگیری نشه تا اینکه بالاخره آشنای مشترک ما زنگ زد و به بهانه ی اینکه می خواهد برای من خواستگار تازه بفرستد و اجازه بگیرد در مورد آن موضوع هم صحبت کرد. نتیجه صحبت این بود که آنها از طرفی گفتن که خانواده ی من خیلی از تحصیلات و شغل من تعریف کردند وآنها تحقیر شده اند و از طرف دیگر گفتند که ما خیلی مشتاق بودیم و دلیل اشتیاقمان را هم گفتند که خیلی زود به زود جلسات خواستگاری را می گذاشتیم. هردوی این دلایل اشتباه است. دلیل دارم، در مورد مسئله اول که دقیقا هرچه آنها می پرسیدند ما جواب می دادیم، بدون هیچ تعریف و تمجیدی(خانواده من کلا اهل تعریف و بزرگنمایی نیستند، برعکس، مسائل بزرگ را هم عادی جلوه می دهند).اتفاقا از هرکسی که در مورد من و خانواده ام پرس و جو کردن خیلی خیلی از ما تعریف کرده بود نه خودما از خودمان. از طرف دیگر هم پدر ایشان در جلسه خواستگاری یکی دوبار سعی کرد که با حرفهایش خانواده مرا تحقیر کند(فقط به خاطر اینکه خیلی پولدار است).در مورد مسئله دوم هم باید بگویم مادر خواستگارم خیلی اصرار به جلوگیری از به تعویق افتادن جلسات داشت و حتی یکبار ما وقت نداشتیم گفت اشکالی ندارد ما دیرتر میرسیم خدمتتان (ساعت ۹) که برای ما قبولی آن روز و ساعت خیلی سخت بود که به خاطر اصرار زیاد مادرش قبول کردیم.
    به نظر من اینها بهانه بود. تا جایی که من متوجه شدم پدرش به او وابسته بود و این دو باهم رابطه ی خیلی صمیمی و نزدیکی داشتند و از آنجایی که آن پسر خیلی شیفته این ازدواج شده بود، پدرش می خواست هرجوری که شده این وصلت را بهم بزند.واقعا هم در این زمینه توانا بود. چون به غیر از پدرش همه اعضای خانواده شیفته من و خانواده ام شده بودند.

    نظر شما چیست؟؟؟

    ————-
    پاسخ :
    دوست عزیز با توجه به همین فرمایشات شما اینگونه برداشت می شود که پدر ایشان راضی به این وصلت نبوده اند. اگر با توکل به خدا در ازدواج پیش بروید و در راه وصلت شما بد بیایید و هیچ چیز سر جایش نباشد آن وصلت به صلاحتان نیست . چون اگر خدا بخواهد کارها برایتان بسیار بسیار آسوده میشود.و به صلاح شما واقف است.
    موفق باشید …

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

  4. با سلام
    از راهنماییهای قبلیتون واقعا سپاسگزارم
    همونطور که تصمیم گرفته بودم و به شما هم اعلام کرده بودم، برای ایشون نامه نوشتم و با کتابشون اولین باری که بعد از اون صحبت هاشون دیدمشون، بهشون دادم. تا قبل از اینکه نامه را به او بدهم خیلی به خودش وعده داده بود و خیلی اخلاقش عوض شده بود، دیگه تو خودش نبود، خیلی با نشاط بود (البته اصلا برای من مهم نیس فقط به جهت تصور وضعیت برای شما توضیح می دم). رفت توی اتاقش و نامه را خوند اما برخلاف انتظار من هیچ عکس العمل خاصی نداشت، فقط بی دلیل میومد بیرون و میرفت تو تا منو ببینه.برخلاف گذشته هرروز میومد دانشگاه، حتی روزایی که در جای دیگری کارا می کرد و هیچوقت دانشگاه نمیومد، بعد از نامه میومد.گاهی بیرون در اتاق می ایستاد من منو نگاه می کرد که من از پشت میزم بلند میشدم و از تیرس نگاهش دور میشدم، یکبار دوستم به دیدن من اومده بود و اون هم همین رفتار را تکرار کرد، دوست من که از هیچ چیز خبر نداشت گفت چرا این آقا ایستاده و این همه وقت داره تو رو نگاه میکنه که اون متوجه شد و رفت تو اتاقش….خلاصه شرایط جوری پیش اومد که اتاقشو از اونجا جا به جا کردن. اتاقه من را هم جا به جا کردن..من فکر کردم همه چیز تمام شده که یک روز که پشت میزم نشسته بودم سنگینی نکاهی را احساس کردم که متوجه شدم ایشون در نزدیکی اتاق من کلاس داره و در ساعت کلاس از کلاس بیرون اومده و ایستاده داره منو نگاه می کنه ، از اون به بعد این رفتار را بارها تکرار کرده، به هر بهانه ای دانشجوهاشو می فرسته پیش من ، خلاصه می خواد همش تو ذهن من باشه، یکبار اومد تو اتاق من و خیلی عادی و مهربون (انکار هیچ اتفاقی نیافتاده)کاری داشت اما من واقعا از دیدن و صحبت کردن با او عصبی می شم و چون می خاستم اون متوجه عصبانیت من نشه به کارمندم گفتم که به کار ایشون رسیدگی کنه، اما باز هم متوجه شد که عصبی شدم. اگر سلام کنه خیلی سرد، عادی و با صدای آروم جوابشو می دم اما اگر سلام نکنه من هم پیش قدم نمیشم. ناخداگاه وقتی باهاش برخورد می کنم خیلی محکم رفتار می کنم و کمی هم به هم میریزم، خیلی سعی می کنم که بروز نکنه اما از اونجایی که برونگرا هستم نمیشه… اینها را گفتم که بپرسم آیا این شرایط باعث میشه که اون از رفتار من عصبی بشه و بخواد انتقام بگیره و برای من خطرناک باشه، آخه من می دونم اگه یکم بهش رو می دادم یا بدم و عادی برخورد می کردم باز پاپی من می شد و ول کن ماجرا نبود. احساس کردم لازمه که با این قضیه قاطع برخورد کنم. به نظر شما این رفتار من مناسب و درسته یا …..؟؟؟

    —————
    پاسخ :
    با سلام
    رفتار شما بدون شک کاملا درست هست ، ایشون دارن سعی میکنن که توجه شما رو جلب کنن. و با توجه به خصوصیاتی که ایشون دارن تو این کار حرفه ای هستن و به این سادگی ها از رو نمیرن . بعید بدونم براتون خطری داشته باشه و بخواد انتقام بگیره . ولی شما میتونید روابط خودتون با این آقا رو به صورت عادی در بیارید . یعنی ایشون رو به عنوان یک همکار ببینید و قضیه رو فراموش کنید.و از عصبی شدن پرهیز کنید .مطمئن باشید هر چقدر هم که این آقا به رفتار ش ادامه بده بالاخره خسته میشه .ولی اگر این آقا باز هم خیره شدن به شما را کنار نگذاشت یک بزرگ تر همانند پدر و یا هر کس دیگری که بتونه ،رو وارد این ماجرا کنید تا از این آقا بخواد رفتار خودش را کنار بگذاره و البته خیلی جدی برخورد بکنه. اگر شما با وی صحبت کنید ماجرا باز هم ادامه پیدا میکند.
    سوالی بود در خدمتم . موفق باشید

    Like or Dislike: Thumb up 1 Thumb down 0

  5. سلام مجددو تشکر از جوابتون والا مامان من میگه این پسر ها کیمیا هستن ولی من از این میترسم که ایشون در جوی که الان هستن اینگونه باشن و بعدا مثل شعر مولانا هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش مانند فنر فشرده ای در بره ایشون میخوان من با هاشون برم هیئت واسه اینکه همو بشناسیم آخه من که میرم زنونه ایشون مردونه نمیشه که!!!ایشون میگن من یه خط قرمز دارم اونم رابطه با نامحرمه ولی چون من پزشکم خوب هر نوع مریضی ممکنه بیاد میترسم بد دل باشه یا بدبین که از ۱۸ سالگی که هویتش تشکیل شده مسیرشو از خانوادش جدا کرده با خانواده خودش زندگی میکنه اما میگه وقتی میاد خونه مامان باباش ماهواره رو خاموش میکنن به خاطرش به نظرتون باهاش ادامه بدم یا نه؟هر سوالی ازش میکنم به دین ربطش میدن بعدم گفتن زندگی باهاشون سختههه!!!

    ————————-
    با سلام مجدد
    در ابتدا بگم ادامه دادن با این آقا به معنای شناخت هست نه وابستگی یا هر چیز دیگه ای
    بهتره تمام انتظارات و خصوصیات خودتون رو یادداشت کنید و از ایشون هم بخواین که این کار رو انجام بدن و کاملا صادق باشن بعد به صورت تلفنی در یک زمان های مشخص در بازه زمانی چند روزه با هم صحبت کنید و اون ها رو بیان کنید.مثلا همین که خودتون گفتید ، این آقا با بیمار های مردتون مشکل نداره و … بعد هم با خودتون بشینید و رو راست باشید و ببنید با این مرد میتونید زندگی کنید یا نه . اینکه ایشون به خانواده خودش برگرده بعیده اما اینکه ایشون در ظاهر اینه یا در باطن ؟ احتیاج به تحقیق داره . و این رو بعد از بیان انتظارات همدیگه انجام بدین. در تصمیم هاتون از عقل خودتون و دیگران استفاده کنید و اینکه ایشالله درست میشه و … بگذرید چون خدا به بندش عقل داده. تمام این کارها رو هم سعی کنید سریع و یک هفته ای انجام بدین چون زمان ارزش داره و اگه به هم وابسته بشید دیگه چشم عقل بسته میشه. در آخر بهتون بگم بسپارید به خدا که اگر خوبه خودش براتون همه کارهارو سهل میکنه و اگر قسمت نباشه میبینید که هر کار کنید نمیشه.
    موفق باشید
    سوالی بود در خدمتم

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

  6. ستاره
    سلام و خسته نباشید
    حدود ۳ سال است که ازدواج کرده ام. خانواده همسرم بر خلاف من بسیار با سیاست هستند و مدام باعث آزار من می شوند و خودشان را خوب جلوه می دهند حتی به دروغ.مهربانند ولی خودشان را به همه چیز ترجیح می دهند و برایشان مهم نیست که چه اتفاقی برای ما می افتد. چه کار کنم؟
    قبلا از راهنمایی هایتان متشکرم دکتر

    —————
    پاسخ :
    با سلام خدمت شما
    شما در نزدیکی خانواده شوهر زندگی میکنید ؟ و با هم رفت و آمد زیادی دارید ؟
    ببینید جواب سیاست ، سیاسته . پس باید شما هم با سیاست باهاشون رفتار کنید و اینکه چه سیاستی به خرج بدین ؟ باید خودتون با شناخت تک تک اونها اینکار رو انجام بدید
    سوالی بود در خدمتم . موفق باشید

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

پاسخ دهید

نرخ لحظه ای سکه طلا
سکه طرح جدید 9155000
سکه طرح قدیم 9155000
نیم سکه 4610000
ربع سکه 2630000
نرخ لحظه ای طلا
اونس جهانی طلا دلار 1195.60
مثقال طلا بازار تهران 4060000
طلای 18 عیار 937255
طلای 24 عیار 1249656

آخرین مطالب

1 2 3

محصولات سایت

قیمت سکه و طلا قیمت خودرو جداول لیگ های فوتبال وضعیت آب و هوا فال حافظ مشاوره رایگان تعبیر خواب فال روز قرآن آنلاین نتایج زنده مسابقات ورزشی روزنامه ها قیمت دلار و ارزها