امروز : چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۳

لینک باکس

مشاوره آنلاین رایگان خانواده

مجموعه : ازدواج | تعداد بازدید : 4288
تاریخ انتشار : ۱۰ - دی - ۱۳۹۲

مشاوره آنلاین دکتر پرشیا- رایگان

moshavereh مشاوره آنلاین رایگان خانواده

در حال حاضر استفاده از مشاوره دکتر پرشیا رایگان می باشد

در این قسمت شما می توانید مشکلات خانوادگی و یا زناشویی خود را بیان کنید و از مشاوره کارشناسان بهره مند شوید. برای اینکه شما بتوانید راحت مشکلات خود را بیان کنید با اسم مستعار مشکل خود را در قسمت نظرات بیان کنید و مشاوره خود را در حدود ۲۴ الی ۴۸ ساعت بعد دریافت نمایید. در ضمن جواب به هیچ عنوان به ایمیل ارسال نمی شود و فقط در همین قسمت پاسخ داده خواهد شد.

نکته :  ازآنجایی که مشاوره با دکترفقط به عنوان مشورت صورت می گیرد . تصمیم نهایی به عهده خودتان است و توصیه های دکتر  فقط جنبه راهنمایی دارد.

توجه : از آنجائیکه تمام خدمات یاهو پرشیا کاملا رایگان بوده و به یاری خدا همیشه رایگان خواهد بود بعضی از کاربران درخواست ایجاد بخشی برای قدردانی از این خدمات یاهو پرشیا داشته اند.

ad2 مشاوره آنلاین رایگان خانواده

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
cloob مشاوره آنلاین رایگان خانواده donbaler مشاوره آنلاین رایگان خانواده viwio مشاوره آنلاین رایگان خانواده donbaleh مشاوره آنلاین رایگان خانواده twitter مشاوره آنلاین رایگان خانواده facebook مشاوره آنلاین رایگان خانواده google buzz مشاوره آنلاین رایگان خانواده google مشاوره آنلاین رایگان خانواده digg مشاوره آنلاین رایگان خانواده yahoo مشاوره آنلاین رایگان خانواده Technorati مشاوره آنلاین رایگان خانواده delicious مشاوره آنلاین رایگان خانواده

وبگردی

34 پاسخ به “مشاوره آنلاین رایگان خانواده”

  1. سلام.خسته نباشید من۱۸ سالمه مشکلاتم استرس زیاد وترس ودودلی.مدتی خیلی بهم ریختم و تنها شدم.ازبچگیم عاشق پسر عموم بودمولی متاسفانه بهم نرسیدیم یعنی با فوت برادرش مجبور شد با زن داداشش که۱۲سال بزرگتر بود ازخودش ازدواج کنه با ازدواجش من داغون شدم واز جمع فراری شدم الان ۲سال که از ازدواجش میگذره ومن عادت کردم وقبول کردم اون مال من نیست.۱ساله که یکی دیگه از پسرعموهام گفته دوستم داره وقصد ازدواج بامنو داره وهمه جوره کنار میاد با من ولی من دودلم نمیدونم چکار کنم پسر خوبیه ازش خوشم میاد ولی زیاد دوستش ندارم.به نظر شما ازدواج کنم باهاش ممکنه بعدش علاقم زیاد بشه بهش؟۲۴سالشه و لیسانس کامپیوتر داره اخلاقش خوبه پایبند به مسائل دینی وکار میکنه ولی فعلا شغلش موقته خونه نداره ماشین هم درحال حاضر نداره.لطفا راهنماییم کنید.مادرم یکم ناراضیه فقطم بخاطر برخورد خانواده پسر میگه که خیلی تو خودشونن ولی من مشکلی نمیبینم.باید چیکار کنم؟عذاب وژدان دارم چون پسر عموم گفته اگر به تو نرسم دیگه ازدواج نمیکنم وزندگیمو نابود میکنم منم نمیخوام اینجور بشه خیلی حرف زدم که اینو نگن وبرن وبایکی دیگه زندگی جدید شروع کنن ولی گوش نمیدنن وباز همون حرفا رو میزنن.منم ازاین میترسم که دلشون رو بشکنم واگه با یکی دیگه ازدواج کنم زندگیم نابود بشه بخاطر اینکه زندگی ایشون رو با رفتنم نابود میکنم.تورو خدا راهنماییم کنید.اگه نظرتون اینه که از دواج کنم با ایشون چجور باید مادرم رو راضی کنم به ازدواجمون؟

    ———————
    پاسخ :
    اینکه شما بخواهید به خاطر این حرف ها زندگی خودتون رو نابود کنید واقعا کاری بیهوده هست. اگر این آقا خوب هست و برای شما بهترین گزینه هست باهاش ازدواج کنید و در زندگی علاقه بیشتر و بیشتر هم میشه ( به شرط رعایت اخلاق خوب از هر دو طرف). اما اگر شخص دیگری رو دوست دارید و برای ازدواج مورد بهتری از ایشون جلو آومده نیازی نیست که به خاطر حرف های این آقا اون رو ندیده بگیرید.شما هیچ مسئولیتی نسبت به اینکه ایشون به شما نرسه و بدبخت بشه ندارید. و این حرف ها همش مثل خیسی زیر آفتاب میمونه بعد از یک مدت از یاد میره . پس بهتره با دید باز و کامل ازدواج کنید و از عقلتون بیشتر کمک بگیرید تا احساستون/.موفق باشید
    دکتر پرشیا

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

  2. سلام من ۳۰ سالم است و حدود ۲ ماه پیش با یک فردی نامزد شدم و مادرش از اون اول من را سرکوفت می زد همش می گفت چرا تلویزیون نخریدید حتی تا شبی که می خواستیم عقد کنیم خوب بود حتی نامزد من گفت کت و شلوار بخر حتی مادرش تلفنش را نداد به دخترش که نامزد منه حرف زشت می زد همش می گفت نامزد تو را نمی خواهد نمی دونم من الان چکار کنم تا وقتی که الان فهمیدم نامزد من شوهر کرده و همش سرکوفتم می زنه م وی گه تو ناخن شوهرم نمیشی نمی دونم الان باید چکار کنم

    ——————————-
    پاسخ :
    با سلام
    دوست عزیزم لطفا کمی بهتر بیان فرمایید. در حال حاضر ایشان در صیغه شما هستند ؟ و یا اینکه با شخص دیگری عقد کرده اند؟

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

  3. سلام خسته نباشید من فردی هستم ۳۰ ساله و با یک فردی به مدت ۲ ماهه نامزد کردم و به هر دلیلی به هم خورد از اون اول مادر نامزد با من مخالف بود رفته بودم برای اینکه با نامزدم خودم صیغه محرمیت بخونیم از اون موقع من شک داشتم مادر نامزدم سه بار رفت بیرون و اومد و گفت ۵ تا سکه مرجع تقلیدی که می خواسست صیغه محرمیت بخونه گفت مگه عقده ولی نامزد من گفت من همین را می خواهم مادرش گفت باشه من حدود ۲ ماهه با نامزد خودم در ارتباط بودم خیلی بهش مهربونی می کردم و مادرش هر چی تو دهنش بود به من می گفت حتی تا اون شبی که قرار بود عقد کنیم خوب بود می گفتیم می خندیدیم همش مادرش سرکوفتم م

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

  4. من۱۲سالمه و تنها مشکلی که دارم استرس بیش از حده یعنی برای هر چیزی قلبم تندمیزنه و استرس پیدامیکنم مثلا در درس ها و امتحانات
    ———–
    پاسخ :
    دوست عزیزم این مورد برای افرادی اتفاق می افته که میزان اهمیّت هر کاری راشون بیش از حد بالاست. و به عبارتی بیش از حد بهش اهیّت میدن. شما بهتره کمی رو هر چیز که استرسیتون میکنه فکر کنید و ببینید ارزش این همه استرس رو نداره و بهتره بعضی موقع ها با آرامش باهاش برخورد کرد
    موفق باشید

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

  5. با سلام مجدد و با تشکر از راهنمایی شما
    در حال حاضر حدود دوماهی از کنسل شدن قرارمان می گذرد در صورتی که همان موقع ایشان نه به طور قطعی، اما در بین حرفهایشان گفتند که طی چند روز آینده قرار می گذارند که نذاشتند.(ناگفته نماند که کلا کمی بدقول هستند) حقیقتا من در حال حاضر از این بلاتکلیفی خسته شدم، گاهی احساس می کنم که این یه بازی است کاهی هم نه….
    برای من این رفتار عجیب است زیرا تا زمانی که مطمئن نبود که من دعوتش را قبول می کنم خیلی اصرار داشت(هرروز در موردش صحبت می کرد) اما حالا احساس می کنم خیالشان راحت شده و به همین خاطر سست شدن… قبلا حتی چندباری از من پرسیدند که آیا شما به من فکر می کنید یا اینکه آیا درباره من به خانواده تان چیزی گفتید؟؟ حالا که هم می داند به او فکر می کنم هم به خانواده ام گفتم چرا هیچ کار خاصی نمی کند؟؟؟ البته ناگفته نماند که قبل از این ماجرا هم دو یه باری حدود چند روز تو خودش می رفت یا اصلا به من توجه نمی کرد که بدون اینکه من کار خاص بکنم بعد چند روز خودش خوب میشد و بعد فهمیدم به خاطر فشار کاری بوده.
    قبلا با رویی گشاده و مهربان تر با ایشان برخورد می کردم اما حالا دیگر نمی توانم مثل گذشته باشم، سعی می کنم رسمی تر برخورد کنم اما او هنوز هم مثل گذشته سعی می کند به من نزدیک شود و حتی چند کلمه ساده با من صحبت کند(از این گفتگوی ساده انرژی می گیرد) که من همان را هم سعی می کنم زود تمام کنم و تک کلمه ای جواب می دهم.به چشمهای ایشان هم دیگر نگاه نمی کنم چون احساس می کنم نگاه هایشان به من عاشقانه است که این باعث میشود من هم تحت تاثیر قرار بگیرم و من نمی خواهم روزی برسد که من به دنبال ایشان باشم. و همینطور اگر به ایشان نگاه کنم در هر فاصله ای از من که باشد میخکوب می شود و به طرف من جذب می شود.خب من هم یه دختر هستم و سرشار از احساسات و روی من تاثیر خواهد گذاشت. یکی از دوستانم می گویند که او می خواهد من را عاشق خود کند که وقتی در خواست ازدواج داد مطمئن باشد که من قبول می کنم آیا به نظر شما هم همینطور است؟وانمود می کند که از ناراحتی من ناراحت می شود اما مستقیماً نمی پرسد که چرا ناراحتی بلکه در مورد چند مساله کاری که می داند گاهی برایم مشکل پیش میاد پرسید که آن کارهایتان خوب پیش می رود، همین. یعنی اصلا نمی داند من از چی ناراحتم یا نمی خواهد به روی خودش بیاورد؟
    آیا اشکالی ندارد بدون اینکه از من بپرسد خودم بروم به اتاق ایشان و در مورد این مساله صحبت کنم و بگویم از چی ناراحتم؟؟؟ (الته خودم با این مورد خیلی موافق نیستم)می خواستم بدونم در حال حاضر این رفتار(سرسنگین بودن) مناسب است یا اگر در ایشان علاقه ای باشد سرد خواهد شد؟؟ به نظر شما باید بهشون بفهمونم که از این رفتارشون ناراحت شدم؟؟ من واقعا سردرگم شدم و نمی دونم چه کاری درسته…

    ———————–
    پاسخ : با سلام
    با این مواردی که شما فرمودید ایشان هم حسابی به شما علاقمند است اما اینکه چرا پا پیش نمی گذارد باید دید جه مشکلات شخصی برای خودش وجود دارد. که آن هم قابل تامل است. اما شما چه کار کنید ؟ سرسنگین بودن شما ایشان را بیشتر از قبل به سوی شما جذب میکند. شما همین رویه ای که به کار گرفته اید خوب است اما نه برای همیشه. اگر میبینید که بیش از حد فکرتان را مشغول کرده است و نمی توانید از فکر ایشان بیرون بیایید و با توجه به کمالاتی که فرمودید ایشان دارند باید انسان معقول و باشخصیتی باشند. برای همین ۳ راهکار خدمتتان عرض میکنم اول اینکه همینطور ادامه دهید تا ایشان خودشان پا پیش بگذارند. که این راه ممکن است کمی طولانی باشد و خسته کننده. راه دوم اینکه شما بعد از گذشت ۱ ماه اگر دیدید بازهم ایشان نه جلو میروند و نه عقب بهتر است در یک صحبت کوتاه بگویید من هم یک دختر هستم و دارای عواطف ، اما عواطف و احساساتم دست خودم است و کاملا قابل کنترل و از ایشان دلیل این رفتار دوگانه را جویا شوید و به وی بفهمانید که برای جفتتان بهتر است این موضوع زودتر حل شود و در محیط کار بهتر نمی خواهید فکرتان به این موضوع معطوف شود.
    این راه کمی سخت است اما نتیجه را میگیرید و تکلیفتان کامل مشخص میوشد و ایشان را نیز از دودلی نجات می دهید.
    راجب اینکه گفته بودید شما بروید و راجب ناراحتی هایتان با او صحبت کنید همانطور که خودتان هم اذعان داشتید به هیچ عنوان فکر خوبی نیست.و فعلا در این زمان خوب نیست و بعد از اینکه همه چیز مشخص شد …/ در ضمن اگر هم انشالله هم چیز خوب پیش رفت و معارفه شما برای ازدواج شروع شد سعی کنید در آن زمان هم چارچوب خاص خودتان را ادامه دهید. موفق باشید

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

  6. سلام
    من نزذیک به ۳سال هست ازدواج کردم.همسر بنده در دوران نامزدی گفتن که اهل فیلم های سوپر بودن ولی کنار گذاشتن ولی الان متوجه شدم که ایشون به دیدن این جور فیلم ها اعتیاد پیدا کرد ه وقتی هم که با هم صحبت میکنیم گردن نمیگیره و طفره میرود،البته خودش میدونه که کار اشتباهی هست ولی به روی خودش نمیارد،نا گفته نماند که به من خیلی ابراز علاقه میکند و واقعا دوستم دارد
    موندم چکار کنم زندگی مو ادامه بدم یا نه

    پاسخ :
    با سلام. این مورد بر اثر بیکاری بوجود میاد. یعنی فرد در اوقت بیکاریش رو به این موارد میاره و متاسفانه بسیار شایع است. شما کاری که می تونید بکنید اینه که از لحاظ اعتقادی ایشون رو توصیه کنید و از عواقب اخروی دیدن این فیلم ها براشون بگید. از اینترنت هم میتوانید گناه این عمل رو در بیارید و براشون به صورت یاداشت بزارید. موفق باشید

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

  7. سلام من دختری ۱۹ ساله هستم که یک سالو دوماه است که عقد کردم به دلیایلی مجبورم بعد از عروسی در طبقه بالا خونه مادر شوهرم بنشینم خانواده همسرم ادمای خوبی اند اما خودشونو تو هر مسعله ای دخالت میدن مثلن من میز ناهار خوریمو کجا بذارم واز این حرفاو خیلی پر توقع هستن که هر روز نرم سرشون بزنم یه روز در میان باید سرشون بذنم وهر وقت که عصبی بشن به خودشون اجازه میدن که به من اخم کنن یا بی محلی در صورتی که من تا به حال نه بی احترامی ونه کم محلی کردم میترسم از این که ۳ ماه دیگه عروسی کردم همین وضع ادامه پیدا کنه درضمن من فردی کم حرف ودر اصلاح بی زبون هستم از تون میخام کمکم کنید ممنون
    ——-
    پاسخ :
    بهترین کار اینه که کنار هم زندگی نکنید و اگر مجبور به این کار هستید. باید سیاست به خرج بدید و با سیاست خانواده شوهر خودتون رو داشته باشید. یا اینکه این افراد خودشون رو درست کنن که البته بعید است پس بهتره با بررسی خانواده شوهر بدونید چه کارهایی رو باید انجام بدید و چه کارهایی رو انجام ندید. سعی کنید اگر کاری براشون انجام میدید و یا حرفی گوش میکنید بهشون بفهمونید که دارید بهشون لطف می کنید و وظیفتون نیست. از هیچی هم خجالت نکشید چون لطف زیاد وظیفه تلقی میشه.با همسرتون هم این موراد رو در میان بگذارید چون ایشون خانواده خودش بهتر میشناسه.شاید راه حل خوبی بده.البته اگر ایشون وضعیت رو بدتر نمیکنه بهش بگیدموفق باشید

    Like or Dislike: Thumb up 2 Thumb down 0

  8. سلام.من دختری بیست و هفت ساله با تحصیلات تکمیلی، اجتماعی و زیبا هستم.حدو۸ماه است که در دانشگاه مشغول به کار شدم. از روز اول ورود من یکی از اساتید آن دانشگاه توجه اش به من جلب شد اما فقط در حد نگاه و صحبت کاملا عادی. ایشان ۳۵ ساله و فردی مورد تایید و احترام همه اعضای دانشگاه هستند. و همه می گویند ایشان فقط سرش به کار خودش است و به هیچ کس کار نداشته است.پس از گذشت دو هفته از ورود، ایشان اتاقشان را عوض کردند و کنار اتاق من آمدند.ساعت های حضورشان را با ساعات من هماهنگ می کردندو… هنوز یه ماهی از این ماجرا نگدشته بود که با نگرانی در مورد سنشان و پیوند عضوی که در گدشته داشتند برای من توضیح دادند و گفتند بروید در مورد این بیماری مطالعه کنید.اما این دو مورد برای من اصلا مهم نبود.تا اینکه یه روز از من شماره تلفنم را خواستند که من ندادم اما ایشان اصلا ناراحت نشدند.رابطه من و ایشان خیلی محترمانه بود و همچنین گفتگوی ایشان با من هدف دار بود و سوالاتی هرچند غیر مستقیم در مورد مسایل سیاسی، مذهبی، خانواده و…میپرسیدند.یکبار هم بین حرفهایشان گفتند که قصدشان ازدواج است اما نیاز به کمی شناخت بیشتر دارد اما دیگر در این مورد چیزی نگفتن.تمام علائم علاقه مند بودن یک آقا به خانم را در ایشان نسبت به خودم احساس می کنم. و البته دیگران هم تا حدودی متوجه شدند.البته این را هم بگویم که من دختری سرسخت و واقع بین هستم و اهل دوستی و روابط آزاد نیستم
    تا اینکه اواخر بهمن ماه دوباره از من شماره خواست و من هم با استرس شماره را دادم پس از آن ایشان به من گفتن که می خواهند مرا به کافی شاپ دعوت کند و از من خواستن که در موردش فکرکنم.تا عید نوروز رسید برخلاف اتظار من در تعطیلات عید حتی یک بار با من تماس نگرفت. روز اول کاری بعد از عید آمد و گفت می خواستم زنگ بزنمو عید را به شما تبریک بگویم اما نمی دانستم موقعیت شما مناسب است یا نه…خلاصه دوباره مسئله کافی شاپ را پیش کشید و چندین بار تکرار کرد تا بالاخره من گفتم که باید به خانواده ام بگویم که خیلی مشتاق گفت بگو. بعد از آن برای یک روز قرار گذاشتیم که دقیقا روز قبل از روز قرار به من گفتن که کارشان کمی به هم ریخته که فکرشان را درگیر کرده و برای قرارمان نیاز به فکری آسوده دارند برای همین قرارمان باشد برای بعدا و گفتند وقتی رفتیم بیرون کامل برایتان توضیح می دهم که چرا این قرار کنسل شد از این ماجرا یک ماهی می گذرد و تا به حال چند باری به من گفتند که وعده قرارمان یادم است اما یک هفته است که اینقدر خودش را درگیر کار کرده و همش می گوید باید پول درآورم که دیگر مرا هم درست و حسابی نمی بیند، دائما در اتاقش است و کار می کند.در صورتی که قبلا به هر بهانه ای بود به اتاق من می آمد و حالم را جویا می شد.. حال می خواستم ببینم نظر شما چیست ؟آیااین یک بازی بوده که بعد ازهشت ماه که به هزار زحمت مرا راضی کرده بیخیال شده است یا اینکه واقعا مشکلی پیش آمده و من باید صبر کنم؟ راستی بعد از یکبار از تلفنشان شنیدم که به کسی پشت تلفن آرام می گفت که از دانشجویانم نیست حالا ببینمت می گویم که چه کسی است. یکبار دیگر هم از صحبت هایش با یکی دیگر از همکاران متوجه شدم که می خواهد خانه بخرد،آیا می تواند دلیلش این باشد؟؟من باید چکار کنم؟؟

    ———————————-
    پاسخ :
    سلام . شما نیاز نیست کار خاصی انجام بدید . فقط همچنان شخصیت و وقار خود رو حفظ کنید.
    اما راجب این اقا باید بگم : مرد هایی مثل ایشون بی گدار به اب نمیزنن و وقتی از نظر مالی مطمئن باشند به سمت ازدواج حرکت میکنند. که دلیل این رفتار ایشون این میتونه باشه . چون دوست ندارن خودشون رو گرفتار کنن و دچار مشکل بشن. همچنین مردها در این سن کمی در انتخاب همسر وسواس پیدا میکنند و سعی میکنن بهترین رو انتخاب کنن.
    در ضمن همونطور که در قبل گفتم شما در حال حاضر باید وقار و شخصیت خودتون رو حفظ کنید تا ایشون بیشتر از قبل به سمت شما علاقمند بشن.ولی بهتره شما به ایشون زیاد فکر نکنید وگرنه اگر ایشون بخوان این ماجرا رو طولانی کنن شما آسیب روحی می بینید. و اگر خواستگاری دارید چشم بسته اون رو رد نکنید.
    سوال دیگه ای بود در خدمتم
    دکتر پرشیا
    موفق باشید

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

  9. سلام من یدختر۱۷ساله هستم دوساله پش با ی پسرک مزاحم تلفنیم بوداشناشدم .میگفت منتظرشروع فوتبال بودم وازبیکاری گفتم ی شماره بگیرم واصلا کازهمیشگیم نیست.منم جوابشومیدادم ولی خیلی جدی درحدی که بگم زنگ نزن وبرو پی کارت ازجدی بودن من خوشش اومد و دیگه ولم نکرد واینکه من بهش گفته بودم باکسی نیستم و اهل دوستی نیستم خیلی بهم ابرازعللاقه میکردولی من جواب نمیدادم.وبهش میگفتم من هرکسی روتوزندگیم راه نمیدم وبه من نگوعزیزم و…من ازش خوشم میومدچون احساس میکردم پسرخوبیه توخانواده خوبی بزرگ شده.بعدازمدتی حرف زدن متوجه شدیم ک هردو ساکن یک شهرهستیم وکلی قسم خوردک شمادتوشانسی گرفتم .یک همدیگه رو دیدیم من ازش خوشم نیومد اما اون بیش از پیش ازمن خوشش اومد.پسرای زیادی دنبالم بودن اما هیچوقت باهیچکدوم دوست نشدم چون بدم میومدازدوستی.من ازاخلام این اقاپسرخیلی خوشم اومدچون بابقیه فرق داشت.ولی قلبا بهش علاقه ای نداشتم وقتی دیدمش بهش گفتم من نمیتونم باهات حرف بزنم چون اهلش نیستم .بعدازچندزوز ازم خواستگاری کردومن گفتم بهت قول نمیدم چون نمیشناسمت .احساسمیکردم ناگه بیشت اشنا بشیم ازش بیشترخوشم میاد.من بهش گفتم بایدرابطمون رو تمام کنم

    ———————–
    پاسخ : شما بهترین کار را کرده اید این جور دوستی ها در ۹۰ درصد موارد به مشکل اساسی بر میخورن و باقیش هم آینده ی خوبی ندارن.

    Like or Dislike: Thumb up 1 Thumb down 0

  10. سلام
    به نظر من الان کمتر پسر ومردی هست که قبل از ازدواج دوست دختر نداشته مگر چقدر اون پسر نمونه باشه
    پسر خاله من صددر صد دیگه داشته درصورتیکه خودم اصلااهل این کارانبودم یه جورایی حس میکردم باید به شوهر آینده وفادار موند بعضی وقتا واسه همین سختم میشه درضمن اینم بگم روزی نمیشه قربون صدقه ام نشه وازم تعریف نکنه واین باعث عذابم میشه چون مهربونیاش باعث میشه من بهش وابسته بشم۲۹سالشه تنوع طلب هم هست ولی خودش میگه نیست جوریکه دیدم تو حرفاش میگه حتی خونه وماشین براش تکرارین واگه بشه میخواد عوضشون کنه درصورتیکه خوبن ونیازی به عوض کردن نیست
    بله دختریمو دارم از لحاظ وضع مالی هم خوبه یه جواریی من دارم براش کار میکنم معاونشم از وقت عقد منو آورده تومحل کارش کمکش میدم جالب اینکه میگه اگه یه وقتی طلاق شد سر کارت بمون چون بهت اعتماد دارم ولی من اصلا طلاق تو ذهنم نمی گنجه از طلاق وازدواج مجدد واهمه دارم
    ممنون

    ——————-
    پاسخ : با این شرایط که شما بیان فرمودید. ایشون تو فکرشون این تصور هست که میتونه همسر بهتری پیدا کنه ولی نمی تونه به کسی اعتماد کنه و بعید بدونم بخواد با کس دیگه ای ازدواج کنه . مگر اینکه از همین الان کسی رو در نظر داشته باشه. شما هم بهتره شرایط رو کامل بسنجید و بهترین تصمیم رو بگیرید. از نظر من هم طلاق بدترین و آخرین گزینه هست.
    موفق باشید

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

پاسخ دهید

نرخ لحظه ای سکه طلا
سکه طرح جدید 9490000
سکه طرح قدیم 9525000
نیم سکه 4780000
ربع سکه 2770000
نرخ لحظه ای طلا
اونس جهانی طلا دلار 1308.80
مثقال طلا بازار تهران 4210000
طلای 18 عیار 971421
طلای 24 عیار 1295208

آخرین مطالب

1 2 3

محصولات سایت